مرگ رابطه
ايمانم به تو از دست مي رود و مرگ رابطه آغاز مي شود.
اما و اگرها و حساب كتاب ها مي آيندو سردي فصل را به تو ياد آوري مي كنند!
كاش دستانت پر از قاصدك بود
قاصدك هاي صلح
قاصدك هايي كه روزي گفتي براي من است و امروز آنچه براي من است "بايد" ي است درد آور و خوني كه براي خون مي جوشد و تنهايي و سردي دروغ
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت 9:22 توسط مهدیه
|
این وبلاگ تلاش درونی کسی است که می خواهد "شهروند" باشد