۳- در حالي كه با توجه به دوره زماني محدود اعياد و عزاداري ها انتظار داريم تاثير آن ها بر چهره شهر حس غم يا شادي را بيش از پيش در ما القا كند ،علم ها و طبق چراغ ها به اين المان ها اضافه مي شوند .

اما بايد پذيرفت هنوز كه هنوز است در طراحي نماد هاي غم و شادي در قزوين به ذوق هنري مردم توجه نشده و با رفع مسئوليت  خواسته ايم روزي را گرامي بداريم.

4- از ديرباز تاكنون دسته هاي عزاداري عاشورا  مهمترين عرصه بروز جنگ هاي حيدري- نعمتي محلات بوده است .آيا اصرار هيات ها بر داشتن آذين بندي و پلاكارد ها و بيلبوردهايي مجزا كه معرف هيات باشد را نمي توان جنگ حيدري- نعمتي جديدي خواند كه وارد فضاي شادي مردم نيز شده است و اغتشاش حاصل از بي برنامگي آنها به اغتشاش بصري و به تبع آن اغتشاش ديداري و رواني مردم دامن مي زند؟

آيا زمان آن فرا نرسيده كه هيات هاي مذهبي و مسولين از خود بپرسند چقدر توانستند مفهوم " ميلاد موعود"  و "وعده اي كه با آمدنش عملي مي شود" در ميان مردم ترويج كنند؟

5- فراواني هيات ها و دسته هاي مشتاق براي آذين بندي شهردر اعياد شعبانيه از طرفي و وجود هنرمندان علاقمند به مسايلي از اين دست از طرف ديگر فرصتي را پيش روي مديريت شهري و سازمان زيباسازي قرار داده است تا با بسيج اين نيروها و تشكيل ستادي منسجم براي آذين يندي مرحله به مرحله مناطق مختلف شهرعرصه اي را براي نو آوري هاي هنرمندانه و تربيت بصري شهروندان فراهم آورند. در صورت عملي شدن اين طرح با مشاركت هيات ها ،گروه ها و تشكل ها "با هم"مي توان اميدوار بود كه مفهوم شهروند به معني تصميم سازدر شهرمان پياده شود.